کتاب خود آرامی

۱-۱خود اِنگاری از درون – درون نا آرام من

دلم می خواهد بنویسم و صدای های درونم را که خیلی از اوقات نمی توانم به دیگران برسانم را از درون وجودم با تمام اعضا و جوارحم به همه نشان بدهم .

میخواهم فریاد بزنم و به همه بگویم ، اما شرایط به گونه ای است که نمی توانم فریاد بزنم ، مثلا بخواهم در محیط خانه داد بزنم ، اطرافیانم معترض می شوند و سریع با حالتی تند خواهند گفت : چه خبر است ؟ سر آورده ای ؟

به عبارت دیگر و شاید در خانواده چه متاهلی یا مجردی باشد ، قادر به درک این شرایط من نخواهند بود .

دلم میخواهد فریاد بزنم ، اما نه شرایطش را دارم و نه کسی را که به او بگویم : اجازه ؟ می توانم فریادی با تمام وجودم بزنم ؟

حالا اجازه بدهند یا ندهند ؟

گاهی فریاد هایمان را مجبوریم خاموش کنیم ، مثلاً : آتش درونمان میخواهد فوران کند و آتش نشانی سراغ این دل ما نمی آید ، البته واقعیت هم همین است ، آتش نشانی مأمور خاموش کردن دل آتش گرفته ما نیست.

پس چه کار باید بکنم ؟

این دل آشفته ای که میخواهد همه فریاد هایش را با بلندترین صدای ممکن به بیرون پرتاب کند ، باید چه کند؟

من تنهام ، تو هم مثل من تنهایی ؟

تنها و در تنهایی وجودی خودت حسرت ها و ناراحتی های

خودت را پنهان کرده ای ؟ و همیشه نتوانستی آن چیزی را

که می بایست ، می گفتی را بگویی ؟

آتشم هنوز روشن است ، کسی شماره آتش نشانی را بلد نیست ؟

البته آتش نشانی دل ، کسی بیاید و دل مرا را خاموش کند.

آتش درونم دارد شعله ور می شود و کسی هم نیست که بیاید تا دلم را به دستش بدهم ، شاید راه خاموش کردنش را آموخته باشد ؟

شما ، چطور آتش درونتان را خاموش می کنید ؟

من برایم به عنوان یک جوان بسیار سخت هست که بخواهم با دیگران به راحتی ارتباط برقرار کنم .

بیشتر در خودم هستم تا برونگرا باشم ؟

گاهی اوقات از خواسته های دلم به راحتی گذشتم ، چون نتوانستم خواسته هایم را بگویم ، تا به به سادگی به آنها برسم.

آری ، راستش همینطور هست ، چون قدرت ارتباط گرفتن در من ضعیف هست .

اغلب مواقع برخی اتفاقات که درونم و حول محورم می افتد بی خبرم ، شاید خبر گرفتن را بلد نیستم؟

شاید اصلا برایم مهم نبوده است؟

و شاید اِنقدر درونم آشفته و سوزان بوده است که نتوانستم گرمای دیگران را با عمق وجودم حس کنم .

(درونم یک دفعه پریشان می شود ) چرا من …. ؟

راستش همین الان ، گفتن کلمه چرا من را هم نمی توانم بگویم ؟

چرا نمی توانم خودم را کمک کنم ؟

چرا درونم آشفته است ؟

چقدر جالب سوالی که باید به آن فکر می کردم ؟ و شاید تاکنون آنقدر نتوانستم به آن فکر کنم.

نتوانستم دقیق شوم ..

راستی چه موضوعی بود ؟

فکر کنم همین که چرا نمی توانم به خودم کمک کنم ؟

باید بنشینم و درونم را کمی خلوت کنم .

یک به یک تمام پریشانی های عمق وجودم را بیاورم روی کاغذ ، شاید بتوانم به امید خدا ، کمی به خودم مسلط شوم.

از طريق
نظرات و سوالات خود را در این قسمت بنویسید
نمایش بیشتر

مطالب مشابه

۱۰ دیدگاههای این مطلب

  1. نا آرومی خیلی بده
    واقعا نصیب کسی نشه

  2. زندگیمون رو هواست
    یه کاری کنید
    حداقل از درون آروم شیم ..

  3. منم ناآرومم
    ممنون با مطالبتون تا حدی احساس درونی کردم
    امیدوارم تا آخر مطالب رو ادامه بدم یه اتفاق خوب بیفته
    تشکر

  4. من حالم این روزها خوب نیست

  5. منم نا آرومم
    امیدوارم با این مطالب بتونم یه خورده آروم شم

  6. از چی ؟
    درون ؟

  7. منم نا آرومم
    چکار کنم ؟؟؟

  8. چه کار کنیم آروم شیم ؟؟؟

  9. من که تا حدی ناراحت هستم
    امیدوارم بتونه منو کمک کنه

  10. آرومم کن
    تو خودت خیلی خوبی

دکمه بازگشت به بالا