کتاب خود آرامی

۱-۲ درون نا آرام من – عدم تضعیف در برابر آشفتگی های درونی 

این آشفتگی های درونی نباید من را ضعیف کنند ؟

یعنی من دارم ضعیف می شوم ؟

و یا اینکه قوی شده ام که دنبال این هستم ، ضعیف نباشم .

بر روی این دو کلمه کمی فکر می کنم .

ضعیف نبودن ، خودش آدم قوی می خواهد …

من قوی هستم یا نه ؟

با این کارنامه ای که من دارم ، نمی دانم .

شاید می توانستم قوی باشم ، اما اطرافیانم هیچ وقت مرا درک نکردند ، همیشه برای خودشان من را خواستند .

من را نه برای خودم ، بلکه برای رسیدن به خواسته هایشان همراهی ام کرده اند .

همین کم تحملی می تواند مرا را به نقطه جوش برساند. مثل یک آبی که بر روی آتش هست و دارد قل قل می کند و مشخص نیست که دامن کدام بد شانسی را بگیرد که به من نزدیک شود و این جوشش درونی ام او را بسوزاند .

بعضی اوقات هم به شکلی کم تحمل می شوم ، که توقفم تمام می شود و مدام به این طرف و آن طرف می روم .

مثلا : حتی حوصله یک خرید و یا ایستادن در یک مغازه در صف انتظار را هم ندارم .

نمایش بیشتر

مطالب مشابه

۴ دیدگاههای این مطلب

  1. منم نا آرومم چکار کنم ؟؟؟

  2. منم استرس میگیرم

  3. من خودم ختم روزگارم
    اینها چیزی نیست

  4. منم یه خورده مشکل دارم

دکمه بازگشت به بالا